part3
part3
جیمین: ا.ت؟ حالت خوبه؟
ا.ت: وای ریدم(آروم) میشه به هانا بگی بیاد؟
جیمین: هانا پیش تهیونگه فکر نکنم بیاد، چیزی لازم دارم؟
ا.ت: هوفففف راه دیگه ای ندارم(تو ذهنش) میتونی از توی جیب کیفم برام نوار بهداشتی بیاری؟
جیمین: اوکی الان میارم
سریع رفتم سراغ کیفش نوار بهداشتیو برداشتم گذاشتم توی جیبم و رفتم بهش دادم
ویو ا.ت
واییی باورم نمیشه اینکارو کردم الان من از خجالت چجوری برم بیروننن واییییی
بلاخره با هزار زور رفتم بیرون
ویو جیمین
نمیومد بیرون نمیدونم چش بود نکنه خجالت کشیده؟
بلاخره اومد بیرون ولی وقتی اومده بود سرشو گرفته بود پایین و لپاش سرخ شده بود
ا.ت: ممنونم
بعد از این کلمه سریع رفتم سمت کلاس
ویو جیمین
سریع راهشو گرفت و رفت ولی رفتم دنبالش
جیمین: ا.ت چیزی شده؟ نکنه خجالت کشیدی
ا.ت: نـ.. نه خجالت چی(خنده ی الکی)
جیمین: میخوای بری پیش مربی بهداشت؟ میخوای بری خونه؟
ا.ت:من حالم خوبه
همش حواسش بهم بود و یه لحظه از روم نگاهشو برنمیداشت جوری که واقعا معذب شده بودم
تهیونگ: جیمینننن(عربده)
جیمین: بلههه(بازم عربده)
تهیونگ: دیوونه شدی؟ داری چیکار میکنی؟
جیمین: دارم چیکار میکنم مگه؟
تهیونگ: خیلی بد داری علاقتو نشون میدی داری دختر بدبختو معذب میکنی یا دست از سرم بردار یا حستو بهش بگو
جیمین: خب چجوری باید بگم؟ کجا باید بگم؟ تو چحوری به هانا اعتراف کردی؟
تهیونگ: ازش خواستم بعد از کلاسش چون خسته بود بریم رستوران و بعدش رفتیم توی پارک یکم قدم زدیم و اونجا بهش گفتم
مهم فقط یه موقعیت مناسبه
جیمین: یعنی الان بلید دعوتش کنم بری کافه ای رستورانی چیزی؟
تهیونگ: آره یجورایی
جیمین: پس امروز انجامش میدم
ادامه دارد...
جیمین: ا.ت؟ حالت خوبه؟
ا.ت: وای ریدم(آروم) میشه به هانا بگی بیاد؟
جیمین: هانا پیش تهیونگه فکر نکنم بیاد، چیزی لازم دارم؟
ا.ت: هوفففف راه دیگه ای ندارم(تو ذهنش) میتونی از توی جیب کیفم برام نوار بهداشتی بیاری؟
جیمین: اوکی الان میارم
سریع رفتم سراغ کیفش نوار بهداشتیو برداشتم گذاشتم توی جیبم و رفتم بهش دادم
ویو ا.ت
واییی باورم نمیشه اینکارو کردم الان من از خجالت چجوری برم بیروننن واییییی
بلاخره با هزار زور رفتم بیرون
ویو جیمین
نمیومد بیرون نمیدونم چش بود نکنه خجالت کشیده؟
بلاخره اومد بیرون ولی وقتی اومده بود سرشو گرفته بود پایین و لپاش سرخ شده بود
ا.ت: ممنونم
بعد از این کلمه سریع رفتم سمت کلاس
ویو جیمین
سریع راهشو گرفت و رفت ولی رفتم دنبالش
جیمین: ا.ت چیزی شده؟ نکنه خجالت کشیدی
ا.ت: نـ.. نه خجالت چی(خنده ی الکی)
جیمین: میخوای بری پیش مربی بهداشت؟ میخوای بری خونه؟
ا.ت:من حالم خوبه
همش حواسش بهم بود و یه لحظه از روم نگاهشو برنمیداشت جوری که واقعا معذب شده بودم
تهیونگ: جیمینننن(عربده)
جیمین: بلههه(بازم عربده)
تهیونگ: دیوونه شدی؟ داری چیکار میکنی؟
جیمین: دارم چیکار میکنم مگه؟
تهیونگ: خیلی بد داری علاقتو نشون میدی داری دختر بدبختو معذب میکنی یا دست از سرم بردار یا حستو بهش بگو
جیمین: خب چجوری باید بگم؟ کجا باید بگم؟ تو چحوری به هانا اعتراف کردی؟
تهیونگ: ازش خواستم بعد از کلاسش چون خسته بود بریم رستوران و بعدش رفتیم توی پارک یکم قدم زدیم و اونجا بهش گفتم
مهم فقط یه موقعیت مناسبه
جیمین: یعنی الان بلید دعوتش کنم بری کافه ای رستورانی چیزی؟
تهیونگ: آره یجورایی
جیمین: پس امروز انجامش میدم
ادامه دارد...
- ۴.۵k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط