{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی به جای کلاغ در آن بازی کودکانه، گفتم: مامان پـر،

وقتی به جای کلاغ در آن بازی کودکانه، گفتم: مامان پـر،

خندیدی و گفتی: «من که پر ندارم»

بزرگتر که شدم فهمیدم، تو هم پر داشتی ...
دیدگاه ها (۴)

ﻫﺮ ﺟﻮﺭ ﮐﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺍﺯ ۴۰۰ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺑﻪ ۷۰۰ ﺗ...

ﮊﺳﺖ ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﻲ BBC ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻨ...

گفــت : با پدر یه جمـــله بســـازگفتــم: من با پدر جمله نمیس...

هرکی فهمید این چیهلطفابه ما هم بگه.....

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part55صدای جیغ و دادای مامان میومدمامان:نفسسس...

😂👕 یک دعوای همیشگی بین مامان‌ها و مردها!👩🏻 مامان: «این همه ل...

رمان عشق مافیا پارت 2 از زبان ا/تگفتم : تو چی گفتی 😠🤨تو فکر ...

عاشقانه های شبنم

آدم وقتی خدا را پیدا می‌کند،دیگر نداشتن‌ها آن‌قدر ترسناک نیس...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 224♡⁠。⁠)⁩دستم ر...

The unwanted Roommate __________________________علامت ها: یو...

P³¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

خب...بر خلاف روز های دیگه خالتون امروز سرحال نیست..امروز با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط