{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق آمد و شد جانم اندر رگ و پوست / تا کرد مرا تهی و پر کر

عشق آمد و شد جانم اندر رگ و پوست / تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
اجزای وجودم همگی دوست گرفت / نامی است ز من بر من و باقی همه اوست
دیدگاه ها (۱)

چیزیم نیست ، خرد و خمیرم فقط همین / کم مانده است بی تو بمیرم...

عشق آرامش دلهاست اگربگذارندزندگی باتوچه زیباست اگربگذارندای ...

دستهایت تکیه گاهم بودونیست،عشق تو پشت وپناهم بود و نیست،حیف!...

تهمتن به بند کمر برد چَنگگزین کرد یک چوبه تیرِ خَدنگیکی تیرِ...

عکس هوش مصنوعی.ملکه خوب ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط