{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببینمت…

ببینمت…
گونه هایت خیس است…
باز با این رفیق ناباب…
نامش چه بود؟
هان!
باران…
باز با باران قدم زده ای؟
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها…
همدم خوبی نیست برای دردها…
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیستر میکند…
دیدگاه ها (۲۳)

❤خدایا !من همانم که گاه خندانم،و گاهی گریان.گاه شکرگزارم،و گ...

اردیبهشت عشق است

ساقی امشب می بنوشانم چو حالم حال نیستتا بجویم دلبری را چون ن...

بــرای گفــتــن مـن شــعر هــم بـه گـل مـاندهنمانده عمری و، ...

دلتنگم... مثل خیلی از روزهای زندگانی ام. این روزها هیچ کس شر...

فالورهای عزیزم دوستان گلم حمایت لایک بشه ممنونم

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 4فلیکس در را بست و نگاهش بین هان و رئیس جابه‌...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 7هان هنوز جلوی در ایستاده بود.چند بار دیگه دس...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 8صبح...نور خورشید از لای پرده‌ها داخل اتاق اف...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۹بعد از اعتراف ، رابطه‌ی هان و مینهو ...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 6هیونجین چند لحظه به هان خیره ماند.بعد خیلی آ...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 9هان با تردید از ماشین پیاده شد.رستوران کوچک ...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 4مراسم استقبال تمام شده بود.فلیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط