{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانشگاه وانیلی

دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک / پارت ۶۱


جونگ کوک : (دستش رو روی شونه تهیونگ میکشه‌) تهیونگ اشکال نداره . نگرانش نباش . اونا حقشون بود
تهیونگ : ولی من میترسم .. میترسم کسی که این کارو کرده سراغ توهم بیاد . سراغ هه‌جین ... نمیخوام شمارو هم از دست بدم .. فکرش دیوونم میکنه . همین الانشم گرگم یه پاش لب گوره
جونگ کوک : هی کاراگاه کیم . تو مگه برای پیدا کردن قاتل نرفتی اونجا ؟
تهیونگ : چرا بخاطر همین بود
جونگ کوک : پس از چی میترسی ؟ تو اونو پیدا میکنی میاریش توی دادگاه تا منم حکم اعدامش رو بدم
تهیونگ : (لبخند میزنه) آره پیداش میکنم . پلیسا انگشت نگاری رو شروع کردن بزودی پیدا میشه
جونگ کوک : به بچه ها گفتم هه‌جین رو بیارن اینجا
تهیونگ : یعنی اون بچه رو دو دستی میدن به من ؟
جونگ کوک : پس به کی بدن ؟ یکی رو میفرستیم کاغذ بازیا رو انجام بده هه‌جین اون بیرونه بریم ببینیمش ؟ منم هنوز ندیدمش
تهیونگ : بریم (با چهره‌ی ذوق زده از روی صندلی بلند شد و بیرون کنار پارک کوچیکی که واسه بچه ها ساخته بودن ایستاد و به هه‌جین که روی تاب نشسته بود و بلند بلند میخندید و رایحه‌ی خوشحال ذغال‌اخته توی فضا پیچیده شده بود خیره شده بود)

جونگ کوک : فکر نمیکردم از بوی ذغال‌اخته خوشم بیاد
تهیونگ : (دستشو دور شونه‌ی کوک انداخت و اونو به خودش نزدیک تر کرد) داری یکاری میکنی که به دخترم حسودی کنم .
جونگ کوک : ولی من بابای این فرشته کوچولو رو بیشتر دوست دارم .. شبیه خودته . موهاش خرماییه . چشماشم قهوه‌ای و مثل خودت لبای گلی داره .
تهیونگ : خوبه حداقل شبیه سانی نشده ..(آروم میخنده)
جونگ کوک : هه‌جین !!

《هه‌جین با شنیدن اسمش با کمک اون فردی که مراقبش بود . از تاب اومد پایین . هه‌جین رو بغل کرد و به سمت جونگ کوک بردش . کوک بچه رو از اون فرد گرفت توی بغل خودش》

هه‌جین : دیگه میریم خونه ؟(حالا شما فکر کنید بچه‌گونه حرف میزنه)
تهیونگ : بلخره داری میای پیش بابا. دیگه پیش خودمون میمونی .
جونگ کوک : خب هه‌جین کوچولو . دیگه حالا با بابا تهیونگی آشنا شدی مگه نه ؟
هه‌جین : اوهوم ( به نشونه تایید سرش رو بالا پایین کرد)
جونگ کوک : خوبه ...( هه‌جین رو به بغل تهیونگ داد)ببرش تو ماشین وسایل رو جمع میکنم میام
تهیونگ : باشه وانیل 
هه‌جین : زودی بیا ! 

《لبخندی به هه‌جین تحویل داد و با جمله "زود زود میام" برگشت به دفترش》


---------------------------------
از این به بعد برای دانشگاه وانیلی شرط نداریم .
دیدگاه ها (۲)

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۶۲ 《لبخندی به هه‌جین تحویل د...

دخترام . فیک ها تا اینجا چطور بودن ؟ هر ایرادی بنظرتون اومد...

اسیر یونیفرم پوش من چندپارتی یونمین / پارت ۱۱ جیمین : لطفا ی...

"سرنوشت"فصل ۲ p,37...جیهوپ : ت..تو چیکار کردییی؟؟..جونگ سو :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط