{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستم را گرفت و گفت دستانت چقدر عوض شده سری تکان دادم

دستم را گرفت و گفت دستانت چقدر عوض شده سری تکان دادم

و گفتم :بی انصاف دستان من تغییر نکرده تو به دستان دیگری عادت کرده ای
دیدگاه ها (۱)

ﻫﺮ ڪہ ﮔﻔﺘﻪ ﻓـــــﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ !ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔــتہ ﺍﺳــــــــــٺ !ﺑﻬ...

"ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ" ﻋﻀﻮﯼ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﻮﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ "ﻗ...

ای ساربان آهسته ران کز دیده دریا میرودازشهر زهرا نیمه شب فرز...

بسم الله الرحمن الرحیم دگردیسی سالکانه :تغییر از نوع دگردیسی...

P¹⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_19لرزون اشک ریخت و بغلم کرد ...

نـه دیـگـر!بــاز چَـرنـد مـی گـویـی!تـغـیـیـر نـکـرده ای، مـ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_32مرد که از خانه رفت بیرون ز...

Part ³⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)کلاهشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط