هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_32
مرد که از خانه رفت بیرون زن نزدیکم شد
با ی حرکت روی پاهام نشست..
+ چقدر جذابی پسر!
نیشخندی زدم ..نگاهی به چشماش کردم سبز بی حال بود ..
هیچ شباهتی به چشمای پناه نداشت!
اخمی کردم
_اینجا نه! میریم خونه من
خنده ای کرد
+با تو هر جا باشه پایه ام بیب!
صبر کن لباس عوض کنم میام
سری تکون دادم ..بعد از گذشت ی ربع صداش اومد
+ من حاضرم ..
سری تکون دادم از خانه خارج شدیم..
با دیدن ماشینم سوتی کشید
+چه جیگریه! الحق که به صاحبش رفته..
بی توجه به زر زر هاش سوار ماشین شدم اشاره زدم سوار شه!
کنارم که جا گیر شد با سرعت زیادی به سمت عمارت روندم..
ماشینو پارک کردم از ماشین پیاده شدیم
پرو پرو لب زد :
+ عجب خانه ای! اگر هر دقیقه هم سرویس بدم نمیتونم همچین خانه ای بخرم!..
بی توجه بهش به سمت در رفتم با کلید درو باز کردم ..
سکینه خانوم داشت سالن رو جارو میکرد ..
_پناه خوابه؟
+بله پسرم نیم ساعتی شده خوابیدن!
سری تکون دادم دست زنو کشیدم بردم از پله ها بالا ..وارد اتاقم که شدیم..
#پارت_32
مرد که از خانه رفت بیرون زن نزدیکم شد
با ی حرکت روی پاهام نشست..
+ چقدر جذابی پسر!
نیشخندی زدم ..نگاهی به چشماش کردم سبز بی حال بود ..
هیچ شباهتی به چشمای پناه نداشت!
اخمی کردم
_اینجا نه! میریم خونه من
خنده ای کرد
+با تو هر جا باشه پایه ام بیب!
صبر کن لباس عوض کنم میام
سری تکون دادم ..بعد از گذشت ی ربع صداش اومد
+ من حاضرم ..
سری تکون دادم از خانه خارج شدیم..
با دیدن ماشینم سوتی کشید
+چه جیگریه! الحق که به صاحبش رفته..
بی توجه به زر زر هاش سوار ماشین شدم اشاره زدم سوار شه!
کنارم که جا گیر شد با سرعت زیادی به سمت عمارت روندم..
ماشینو پارک کردم از ماشین پیاده شدیم
پرو پرو لب زد :
+ عجب خانه ای! اگر هر دقیقه هم سرویس بدم نمیتونم همچین خانه ای بخرم!..
بی توجه بهش به سمت در رفتم با کلید درو باز کردم ..
سکینه خانوم داشت سالن رو جارو میکرد ..
_پناه خوابه؟
+بله پسرم نیم ساعتی شده خوابیدن!
سری تکون دادم دست زنو کشیدم بردم از پله ها بالا ..وارد اتاقم که شدیم..
- ۲۷۳
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط