{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه ی شیرینی که به تو دل بستم

لحظه ی شیرینی که به تو دل بستم
از تو پرسیدم من : تو منی یا من تو
و تو گفتی هر دو ، و به تو پیوستم
گفتم ای کاش پناهم باشی
همه جا و همه وقت تکیه گاهم باشی
و تو گفتی هستم
تا نفس هست کنارت هستم
دیدگاه ها (۱)

رها❤ خواستم بگم تو همه ی زندگی منیولی شاعر میگهاز تو گفتم غز...

عاشقانه های شبنم

ای در آغوش تو آرام ترین خواب جهانچهره ی ماه تو در چشمه ی مهت...

من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر می‌شد به رویت چشم می‌بستم؛...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

میخواهم...میخواهم قهر کنم.‌‌...با دنیایی که تو را ازمن گرفت....

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

شده دلتنگ شوی و هیچ چاره‌ای نداشته باشی جز اشک... من هر شب، ...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط