{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" تو سرنوشت منی "

" تو سرنوشت منی "
پارت ۳۹

ویو النا
بعد از چند دقیقه بلاخره رسیدیم به کلینیک وارد شدیم واقعا بزرگ بود ، نوبت گرفتیم ومنتظر موندیم تا نوبتمون برسه ، چند دقیقه ای گذشت و ما رو صدا کردن و هردومون رفتیم تو

دکتر = اعهههه سلام لیدیا جان باز برای خودت اومدی ؟

◇ نه عزیزم برای دوستم اومدم .... دوستم امروز یه مهمونی دعوت شده ولی یه جوش توی بینیش دراومده اومدم ببینیم میتونی براش یه پیرسینگ بزنی که جوشش دیده نشه

دکتر یه ذره بهم نگاه کرد و گفت

دکتر = اره عزیزم بزار بگم کاتالوگ های پیرسینگ رو بیارن انتخاب کنین که براتون بزنیم

◇ ممنون عزیزم

دکتر = این کاتالوگ جدیدمونه بازش کن ببین کدومشون رو میخوای

صفحه اولش برای مردان بود ولی وقتی ورقش زدم دیدم جونگکوک به عنوان مدله

◇ اعههه این جونگکوک نیست

+خودشه

◇ دیدی بهت گفتم مطمئن باش کاریت نداره که چرا پیرسینگ زدی

+خدا کنه

بعد از کلی نگاه کردن و فک کردن یکی از مدل ها رو انتخاب کردم و شروع کردن به زدن پیرسینگ ، درد که داشت ولی نه زیاد وقتی تموم شد خودم رو تو آینه دیدم الحق که همه چیز بهم میومد . دکتر اومد یه سری توضیحاتی رو بهم گفت و بعد از اینکه همه چیز رو گفت از اونجا خارج شدیم و راه افتادیم به سمت خونه

◇ چطوره ؟

+ خیلی خوشگله

◇ میبینم که نظرت عوض شده

+اره خیلی خوبه

◇ جونگکوک رو چیکار میکنی ؟

+هیچی نمی‌ترسم دیگه ازش

◇ اونوقت چرا؟

+چون میدونم باهاش چیکار کنم ......بدون اینکه بهم بگه رفته مدل شده

◇ اهان به خاطر اینه که اینقدر ریلکسی

+بله .......ببینم تو امشب چیکار میکنی

◇ امممم چیزه ....من امشب قرار دارم

+قرار عاشقونه؟

◇ نه بابااا

خیلی مشکوک بهش نگاه کردم و گفتم

+باشهه

وقتی رسیدم خونه سریع رفتم لباس های خودمون رو اتو کردم و بچه ها رو بردم حموم و وقتی جونگکوک اومد سریع ماسک زدم تا فعلا نفهمه ، بعد از ۲ ساعت همه اماده شدیم و سوار ماشینمون شدیم و رفتیم سمت مهمونی ، وقتی رسیدیم با همه سلام کردیم و رفتیم سر یک میز نشستیم و من تصمیم گرفتم ماسکم رو در بیارم از همون لحظه که جونگکوک پیرسینگ منو دید خشم رو توی نگاهش حس میکردم و کاملا به اوضاع مسلط بودم بهش محل نمیدادم .................

شرط
۱۲ لایک
۴کامنت
دیدگاه ها (۰)

" تو سرنوشت منی "پارت ۴۰ویو النا چند ساعت گذشته بود و بچه ها...

تو سرنوشت منی اسلاید دوم پیرسینگ النااسلاید سوم ماشینشون اسل...

سلام بچه ها به احتمال خیلی خیلی زیاد فردا رمان تو سرنوشت منی...

بچه ها این فرشته پیچش مسدود شده الان ادامه فیکش که محشره رو ...

" تو سرنوشت منی "پارت ۳۸ویو النا بعد از بستنی فروشی رفتیم اس...

my little mochi:part29جیمین ویو:با جین هیونگ سوار ماشین شدیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط