{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنم

غزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنم
و دردهای سینه را , در این سُروده رُو کنم

شکایتی ندارم و , گلایه هَم نمیکنم
گلایه از تو یا خودم , زمانه یا از او کنم !!؟ نمانده راه و چاره ایی , برای دردهای من
بغیر از این که بُغض را , شکسته در گلُو کنم

هنوز آرزو بدِل , نمانده ای و مانده ام
نگو که بی تو مرگ را , دوباره آرزو کنم

چرا ستاره ایی شُدی , که در شَبم غروب کرد؟
طلوعِ این ستاره را چگونه جستجو کنم

شب از شبم سیاهتر , بخود ندیده روزگار
نشُد که رنگِ تیره را , به گریه شُستشو کنم

به آسمان نمیرسد , دعا و ضَجه های من
مگر نماز عشق را , به خونِ دل وضو کنم


باران
دیدگاه ها (۳)

NHRغزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنمو دردهای سینه را , در...

غزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنمو دردهای سینه را , در ای...

شعر بهانه میشود , که با تو گفتگو کنمبرای درد دل فقط به شعر و...

شعر بهانه میشود , که با تو گفتگو کنمبرای درد دل فقط به شعر و...

شعر بهانه میشود , که با تو گفتگو کنمبرای درد دل فقط به شعر و...

غزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنمبرای درد دل فقط به شعر و...

غزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنمبرای درد دل فقط به شعر و...

غزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنمبرای درد دل فقط به شعر و...

غزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنمبرای درد دل فقط به شعر و...

غزل بهانه میشود , که با تو گفتگو کنمبرای درد دل فقط به شعر و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط