{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو ستاره در یک آسمان

دو ستاره در یک آسمان
P:1
_________________________
تنهایی...
افسردگی...
بی اعتماد به نفس...

کلارا...این منم‌ ، البته قبل از باهاش بودن...

قبل از اینکه بشناسمش ، شروع کردم توی ویسگون رمان نوشتم...
تونستم افرادی رو به رمان هام جذب کنم...
با بودن اونها همچیز تغییر کرد...
کامنت هاشون...
لایک هاشون...
فالو کردنشون!


گفتم...یه بار هم شد که بدرد بخوری دختر!

خانوادمون هر روز بزرگتر میشد...

یکی از فالور ها توجهم رو به خودش جلب کرد...

وقتی کامنت میذاشت و ازم تعریف میکرد...

ضربان قلبم بی دلیل بالا میرفت‌...

هیچ چیز ازش نمیدونستم...

مثل دو تا دوست خیلی معمولی بعضی وقت ها چت میکردیم...

استوری هاش رو سین میزدم‌‌...

یه روز گفتم چی میشه اگه تمام جرئتمو جمع کنم و بهش بگم؟

رفتم توی پی...
ـ میتونیم کاپ باشیم؟

اولش مخالفت کرد و گفت فقط یه نسبت ساده...اما کاپ ، نه!

دلم شکست...اما قبول کردم...
یهو گفت...

ـ میتونیم کاپ باشیم...

اون موقع دنیا رو بهم دادن...

از اینجا... کلارا افسرده ، مرد!
دیدگاه ها (۴)

دو ستاره در یک اسمانp:2_____________________________________...

دختری از ایرانpart:³¹بعدش تهیونگ از اتاق رفت بیرون...منم میخ...

@jeonclaramrjk

دختری از ایرانpart:³⁰(چههه سریععع ۳۰ پارتت شددد اهم اهم بریم...

از زبان ا/تدر رو برام باز کرد سوار شدم خودشم سوار شد گفت : م...

ادرسي رو برام اسمس کرده بود. با دلشوره و درد و به امیدی که ج...

A girl from tomorrow(part12)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط