{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوچک که بودم...!!

کوچک که بودم...!!

کشتے هایم که غرق مےشد...

سریع برگے از دفتر مشقم مے کندم...

و دوباره یکے عین آن را می ساختم...

حالا ...

ولے روزهاست که کشتی هایم غرق شده و...

تنها در حسرت آنم که چرا دیگر دفتر مشقے ندارم!!
دیدگاه ها (۱)

مات شدم از رفتنت !!هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود...این وسط...

ﺍﻧـﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﺎﯾـﻢ...ﺳــﺮﮎ ﻧﮑـﺶ...ﻣـﺮﺍ ﮐــﻪ ﻣﯿﺸﻨـﺎﺳــﯽ...ﺯ...

مے ﺩﺍﻧﻢ !!ﺣﺴﺶ مے ﮐﻨﻢﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮے هستے ..ﺑﺎﺵ !ﺣﺴﺎﺩﺕ نمے ﮐﻨﻢﺍﺻﻼ .....

این شهرشهر قصه های مادر بزرگ نیست!که زیبا و آرام باشدآسمانش ...

من کیستم!

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

P : 3

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

نمیبخشمت p.22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط