{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرڪًـــــــــــ

مرڪًـــــــــــ
به خودش افتخار میــــــداد
ڪـه دستـــ
بر شانه هــــاے تو میــــــڪًـذاشتـــ
هــــمیــــــטּ تــــو
ڪـه مرزهــــاے وطטּ را
تا آسماטּ هــــا
بالا برده اے
به یــــــاد سربازانے ڪـه هــــرڪًـز به خانـہ بر نڪًـشتنــــد
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

پدرم نیست ...

رقیه بنت الحسین

با کدوم پول ها وقتی اونا ۷ نفر تو یه اتاق بودن وقتی کل تهیون...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

همین که چشم گشودم رفته بودی تا سر همین کوچه رفته بودم تا کمی...

کاش می‌شدیک بار دیگردر را باز کنیمن با لبخند بیایم سمتتو تو ...

☘ امام زمانم🔅 چه شب‌ها که با ذکر تو سحر شد،چه روزها که با یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط