{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دکتر شریعتی : « کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کل

دکتر شریعتی : « کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ، آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آورتر بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم . » «پناه»
میبرم «به خدا»، از عـیبی که،
«امروز» در خود می بینم،

و
«دیروز»
«دیگران را» به خاطر،
«هـمان عیـب» ملامت کرده ام.

محتاط باشیم، در «سرزنش» و «قضاوت کردن دیگران». وقتی
نه از «دیروز او» خبر داریم و نه از "فردای خودمان"
دیدگاه ها (۱)

من اگــر مرد بودم،دست زنی را میگرفتم...پا به پایش فصل ها را ...

زندگی‌ مانند یک پتوی کوتاه است.آن را بالا می‌کشید، انگشت شست...

حال خوبی ست گلی را دیدنو نچیدن از باغقامت گل نشکستن زیباستحا...

پارت 30🌧️ هنوز کنار هیون‌وو ایستاده بودم که دوباره یکی‌شون گ...

پارت دوم... :)

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 7ویو ات:روز دوم مدرسه بود و من از هم...

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

مرد بی رحم

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

KIM V

پارت یازدهم این پارت اسمات کوتاه داره اگه جنبه نداری نخون ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط