{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از پله های ساختمان بالا آمدم

از پله های ساختمان بالا آمدم
-هفت-پله مانده بود تا برسم
صدای نواختن پیانو میآمد
و تو مینواختی...
با همان انگشتان ظریفت،
صدای پاشنه کفش زمستانی مرا که شنیدی
صدا قطع شد...
و من از خواب پریدم...
اینطور شد که دیگر نخوابیدم..
دیدگاه ها (۲)

من#غش ⊙﹏⊙

✘❂ﺑﻌﻀﯿـــﺎ ﺍﯾﺴﺘـــَﮏ ﻫــــﻢ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﻣﯿﺨــــﻮﺭﻥﺑﻌــــﺪ ﻫِـــے ...

دَم [دُنیــآ] گًرمــکهــِ دآرهــِ بِدوُنهــ»گآرآنتــیــ«مآرـ...

بـــــآ خیـــــآلــــہ رآحـــــــت بــــــرو:) مـــن قـــ...

(سایه های خونی) part ۷/،،،، دلشون پیش هم گیره. محکم بغلم کرد...

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[۲۳]از ماشین پیاد شده در باز کرد دست شو گ...

همخونه اجباری.. پارت 92."ویو جئون جونگ کوک"اون شب...تقریباً ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط