{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Illegal marriage

╭╌┄
Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۷۸

ولادیمر هنوز پشت میز نشسته بود که صدای آرام در خوردن، تمرکزش رو بهم زد
ولادیمر«بیا تو!»
در باز شد و آنا وارد شد...صورتش خسته بود و چشم‌هایش قرمز، معلوم بود گریه کرده
آنا«ببخشید که بی اجازه آمدم... اما میخواستم بدونم ایزابلا چطوره»
ولادیمر«خوابه...دکتر گفته تا صبح بیدار نمیشه!»
آنا«میتونم ببینمش؟»
ولادیمر چند لحظه بهش نگاه کرد و بعد آرام گفت«نه... نه تا وقتی خودش بیدار بشه و اجازه بده!»
آنا«ولی...»
ولادیمر«گفتم نه یعنی نه»
آنا لبش را گاز گرفت...چیزی توی چشمانش بود انگار میخواست بیشتر اصرار کنه ولی اینکارو نکرد و فقط جواب داد«چشم ب...اگه بیدار شد... لطفاً بهم بگین..»
ولادیمر«میگم»
آنا برگشت که بره ولی یهو ایستاد بدون اینکه برگرده، گفت«بابا...!»
ولادیمر ابروهایش را بالا انداخت...آنا هیچ وقت او را بابا صدا نکرده بود...همیشه «پدر» یا «شما»، بابا... خیلی صمیمی بود..خیلی شخصی...
آنا«میترسم!»
ولادیمر«از چی؟»
آنا با بغض گفت«از اینکه اون کسی که به ایزابلا ضربه زده... دوباره بیاد...یا شاید اصلاً هیچ وقت نرفته باشه...»
ولادیمر که بغض توی چشم های آنا رو دید، از پشت میز بلند شد و بدون حرف رفت سمت آنا و بغلش کرد، ولادیمر دلداری دادن بلد نبود، چون کسی بهش یاد نداد بود ولی ناخوداگاه حس پدرانه رو داشت حتی اگه آنا بچه خونی اش نبود بازم حس پدرانه رو براش داشت برا همین وقتی دید بغض کرده، ناخوداگاه اش اونو کشوند سمت آنا تا بغلش کنه
آنا که اولین بار بود بغل پدرخوانده اش رو حس می کرد بدون فکر توی بغل ولادیمر شل شد عین یه بچه کوچولو خودشو تو بغل باباش جا داد
ولادیمر چند لحظه همانطور ماند و دستش را آرام روی پشت آنا گذاشت...نه محکم، نه سرد، فقط...مثل یه پدر...پدری که هیچ وقت بلد نبود پدر باشه، ولی حالا داشت یاد می‌گرفت
آنا«من هیچ وقت فکر نمیکردم... یه روز توی بغلت باشم»
ولادیمر«منم فکر نمیکردم»
آنا«چرا؟»
ولادیمر«چون فکر میکردم اگه کسی بهم نزدیک بشه... یا منو میکشه، یا من میکشمش!»
آنا از بغلش جدا شد و به چشم‌هایش نگاه کرد...هنوز قرمز بود چشماش ولی لبخند می‌زد
و با لحن کمی شیطون گفت«ولی ایزابلا رو بوس꙳یدی و جفتتون زنده هستین»
ولادیمر با تذکر«آنا!»
آنا با خنده«خب راست میگم»
و ولادیمر ناخوداگاه لبخند محوی زد که حتی خودش متوجه نشد

‧̍̊·̊‧̥°̩̥˚̩̩̥͙°̩̥‧̥·̊‧̍̊ ♡ °̩̥˚̩̩̥͙°̩̥ ·͙*̩̩͙˚̩̥̩̥*̩̩̥͙·̩̩̥͙*̩̩̥͙˚̩̥̩̥*̩̩͙‧͙ °̩̥˚̩̩̥͙°̩̥ ♡ ‧̍̊·̊‧̥°̩̥˚̩̩̥͙°̩̥‧̥·̊‧̍̊
دیدگاه ها (۴)

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۷۷ مایکل چند ل...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۷۶ با این خبر...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۶۶ ولادیمر با...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 58 لب‌های ولا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط