{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه ابی

ماه ابی
پارت۲۴
‌
ویو کوک:
بد چن مین دوتامون خوابمون برد
بیدار شدم ساعتو نگا کردم دیدم۲ظهره لنو خیلی اروم خوابیده بود دلم نیومد بیدارش کنم رفتم صورتم و شستم نیستم فیلم دیدم بد یه ربع لنو بیدار شد رفت صورتشو شست و اومد تو بغلم
+چیزی خوردی؟
-نه
+نودل درست کنم
-ولش کن ولی اگه خودت گشنته برم درست کنم؟
+نه
بد یه دقیقه رو شونم خابش برد داشتم فیلم میدیدم که یه نامه از پنجره افتاد تو سر لنو رو اروم به مبل تکیه دادم و رفتم نامه رو باز کردم
نامه:
از خودت و لنو و بچه خوب مراقبت کن به لنو بگو نگرانم نباشه و بخاطرم اشک نریزه من حالم خوبه
از طرف نامی-
پایان نامه:
یه خدکار برداشتم و پایین نامه نوشتم:
ازش دور بمون بزار فراموشت کنه اگه واقا دوست داری حالش خوب بمونه
کوک-
گذاشتمش لای پنجره
رفتم کنار لنو دوباره سرشو گذاشتم رو شونم اروم داشتم ادامه فیلمم دیدم بد چن مین سرم برگردوندم دیدم نامه نیست فهمیدم برش داشته که در خونه باز شد ته اومد تو
ته:سلا..
نزاشتم ادامه حرفش بزنه
-هیسس عه
ته:ببخشید
-توام کلید خونرو داری هروز میای ایش
ته:چیشده چرا انقد عصبانی
اومد کنارم نشست
-لنو باید نامیو فراموش کنه قبل اینکه تو بیای یه نامه اومد از طرف نامی روش نوشته بود از خودت و لنو و بچه خوب مراقبت کن منم یه چیزی پاینش نوشتم
+چی نوشتی؟
-عه .. عم هیچی
چشاش باز کردو روبه روم نشست
+گفتم چی نوشتی
ته:کوک
-ها
ته:بگایی ایز کامینگ
-خفه شو
ته:چش
+گفتم چی نوشتی؟(داد)
-اروم باش اوک؟
+خب بگو
-نوشتم ازش دور بمون اگه میخای واقا حالش خوب بمونه
+ازت متنفرم
ویو لنو:
بد از گفتن اون حرفا با اشک و عصبانیت از خونه رفتم بیرون بال زدم و رفتم سمت جنگل وسط جنگل یه کلبه دیدم که بالای درخت بود رفتم توش دیدم یه مرد داره گریه میکنه رفتم نزدیک دیدم نامیه
+نا..نا..نامیی
نامی:لنو اینحا چیکار میکنی
+کجا رفته بودی؟
نامی:منو ببخش
اومد بغلم کرد و منم بغلش کردم
+اوم منم به خاطره اون روز ببخش
نامی:هوم مهم نیست
+میشه برگردی ازت خاهش میکنم(اشک)
نامی:نه نمیتونم
+میتونیی
نامی:نه نمیشه
+چرا؟
نامی:لنو گوش کن ما فثط دوستیم توام بهتره برگردی پیش کوک فهمیدی من..من شوهرت نیستم که باهام اینجوری رفتار میکنی همش برگرد حالام برو ازینجا سریع دیگم اینجا پیدات نشه چون نمیخام ببینمت
با حرفاش یجورایی قلبم شکست احساس کردم خیلی تنها شدم
+اوک اگه واقا همینو میخای باشه بحی
ازون کلبه رفتم بیرون و لبه صخره نشستم
شب:
داشتم گریه میکردم وقتی به خودم اومدم دیدم شبه به ماه خیره شدم که تازه میخاست محو شه یکم کامل بود داشت لبخند میزد
+چرا؟چرا یهو همه چی بهم ریخت ینی میشه دوباره نامی برگرده چطور میتونم با این حالم برم رو استیج الا باید همه کنسرتامو لغو کنم
هوپی:شاید
سرم برگردوندم دیدم هوپیه
+چرا اومدی اینجا
هوپی:تو به فکر خودت نیستی حدقل به فکر اون طفل معصومی که تو شکمته باش درسته نامی رفت درسته نامی بهترین دوستت بود اما اهمیتی نداره ت باید به فکر خودت باشی لنو(بچم چق امید میده فدات شم من)
+نامی بهترین دوستم بود
دوباره گریم گرفت هوپی اومد بغلم کرد
هوپی:فک کنم جونگکوک به خاطره این بغل بعدا جرم بده
+نه کاری نداره
که یه صدایی از پشت اومد
-چطور جرعت کردی زنمو بغل کنی؟
هوپی:دیدیدی؟
+خودم بهش اجازه دادم به تو ربطی نداره
-من که بهش اجازه ندادم بدشم من شوهرتم بد میگی به تو ربطی نداره بچ؟
+عمت بچ‌ه
هوپی:بسه دعوا نکنین عهه زنو شوهر مگه دعوا میکنن
از بغلش اومدم بیرون بلند شدم خودمو از صخره پرت کردم پایین یدفعه بالام نمایان شد و پر زدم رفتم داخل جنگل دوباره رفتم پیش اون خونه قدیمی رفتم توش همه خاطره هام توش زنده شد
‌
ادامش پارت بد-
دیدگاه ها (۲)

ماه ابیپارت۲۵‌ویو لنو:همه خاطراتم توش زنده شد کل اتاقارو دید...

ماه ابیپارت۲۶‌ویو کوک:پولشو دادم و لنورو برایداستایل بغل کرد...

ماه ابیپارت۲۳‌ویو کوک:دست و صورتش شست که افتاد توی بغلم چون ...

ماه ابیپارت۲۲‌ویو لنو:اون نامی بود+نه..نه این فقط یه خیالهنا...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

فیک مافیاها پارت ۳۱ته: زود باش بانی بلند شوکوک: اههه بزار بخ...

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p9یکم حرف زدیم و ...

رومان عشق مافیا پارت 27 ترو خدا یہ لایک کنی جایہ دوری نمیرہ ...

فیک مافیاهاپارت ۲۹کوک: ته ته..ته: جانم عزیزکمکوک: میگم میشه ...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۳۲ویو فردااعضا پاشدننامی:بچه ها ات هنوز خوابه(با اینکه ا...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

p19دیدم یه ناله ی ضعیفی میاد(استغفرالله)رفتم در اتاق رو باز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط