{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P18🌙🌸
شب/ساعت۹
جیمین«شام خورده بودیم.....حوصله ام پوکیده......داشتن فکر میکردم که به سرم زد بشینیم آنابل نگاه کنیم«هایمیننننن
هایمین«بله
جیمین«پایه ای با اعضا فیلم ترسناک ببینیم؟
هایمین«آره
جیمین«باشه پس من خبر بدم......زنگ زدم نامجون....بعد چند لحظه جواب داد
نامی«سلام
جیمین«سلام...میگم میخوایم با همه اعضا بیایم اتاق شما فیلم ترسناک ببینیم
نامی«باشه بیاین
جیمین«خودت به بقیه بگو.....و بعد قطع کردم «هایمین بیا بریم
هایمین«اومدم....موهامو دم اسبی بسم و جلو رو سنجاق زدم.....راه افتادیم به سمت اتاق نامجون و شوگا.....تق تق.....تق تق......
شوگا«سلام
هایمین«سلام
جیمین«سلام
شوگا«بیاین تو
هایمین«رفتیم ت همه اونجا جمع بودن«هِلو گایز....همه سلام دادن و بعد همه رو زمین گرد نشستیم
جیمین«کیفیت رو دانلود میکنه
هوپی«من
جیمین«چند قسمت دانلود کن زیاد
هوپی«باشه
کوک«ولی تا اون موقع چیکار کنیم؟
ته«جرعت حقیقت
جین«عالی
شوگا«من میرم بطری بیارم
هایمین«همه به ترتیب اینطوری بودیم:جیمین،شوگا،جین،نامی،من،ته،هوپی،کوک.......مدتی از بازی گذشته بود که افتاد بهته و جیمین
ته«خب جرعت یا حقیقت
جیمین«جرعت
ته«اوممممممم.....خبببببب......هایمین رو بوس کن
دیدگاه ها (۱۵)

فصل۲P7🥲🫂💕ا.ت«منتظر کوک بودم که اومدکوک«بريما.ت«دنبال کوک رفت...

عرررررر

فصل۲P6🥲🫂💕ا.ت«حالا جیهون رو چیکار میکنی وقتی بفهمه نیستیم میا...

P17🌙🌸هایمین«صبح با صدای کوبیدن در بیدار شدم«اومدمممممم.........

پسری که قلبم رو برد

کوتوله دوست داشتنی من پارت 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط