{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می گویند :

می گویند :
حرف ها هم دست دارند
دست های بلندی که گاهی گلویی را می فشارند و نفس می گیرند

می گویند :
حرف ها هم پا دارند
پاهای بزرگی که گاهی جایشان را روی دلی می گذارند و برای
همیشه می مانند.

می گویند:
حرف ها هم چشم دارند
چشم های سیاهی که گاهی به چشم های دیگران نگاه می کنند و آنها را در
شرمی بیکران فرو می برند.

می گویند:
حرف ها هم جان دل :
زنهار حر ف های تو اینگونه مباد
باور کنی یانه ....
سنجیده سخن گفتن از سکوت هم دشوار تر است
دیدگاه ها (۲)

روزی دیگر آغاز شدهنوز نقشی بر روز نرفته استو تو نقاش منتخب خ...

بعضی از سکانس های زندگی ات را نه اینجا و نه هیچ جای دیگر نمی...

از یک روز به آنطرف تر به یقین تنهایی میرسی ...و بر آورد می ک...

یک روز آرزو کردم زودتر بزرگ شوم ،که کفش هایم پاشنه های بلند ...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

نمی دانم از کجا شروع شد،فقط قلم بر دست گرفتم و دیگر نوشته ها...

دو پارتی عشق مافیا¹جونکوک، ۲۹ ساله؛ مردی که برای بیشتر آد...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت چهارم: سایه‌های سرد در آکادم...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هجدهم: بازی باخته و بازگشت به قفس 🗝️...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط