{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
دلتنگم و دلتنگ نبودی که بدانی چه کشیدم
عاشق نشدی لنگ نبودی که بدانی چه کشیدم
کو قطره ی اشکی که به پای تو بریزم که بمانی
بی اسلحه در جنگ نبودی که بدانی چه کشیدم
تو آن بت مغرور پیمبرشکنی ، داغ ندیدی
دل بسته به یک سنگ نبودی که بدانی چه کشیدم
دیدگاه ها (۲)

*ﻛﻤﯽ ﺷﺎﻋﺮ ﺷﻮ ﻭ ﯾﻚ ﺷﺐ ﻣﺮﺍ ﺷﻜﻞ ﻏﺰﻝ ﺑﻨﻮﯾﺲﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻭﺻﻞ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ...

. سینه ام این روزها بوی شقایق می دهدداغ از نوعی که من دیدم ت...

.همه رفتند فقط من عقب قافله امبی حواسم ، کسلم ، ساکت و بی حو...

...یار باشد، ماه باشد ، آسمان مهتاب باشددر دل شوریده ی من ،ش...

دل تنگم و دلتنگ نبودى كه بدانى چه كشيدمعاشق نشدى ، لنگ نبودى...

دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ استآنقدر تنگ که با ذهن خودم در...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

پارت ۹گیجی و سردردم کمی فروکش کرده بود از جا بلند شدم. بالاخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط