ازت متنفرم اوسامو
ازت متنفرم اوسامو
موری:خودت میدونی معموریت راجب چه موضوعیه پس خودت گردنش بگیر
دازای:من دلم نمیخواد خونشو تو خطر بندازم
موری:ولی اونم عضوی از مافیاست
چویا:معموریت داخب چیه یکی بگه تا همتونو خاک نکردم
دازای:من به اون معموریت نمیرم پس چویا هم حق نداره بره
موری نگاهی به دایچو(فکنم همین بود اسمش)کرد و چویا رو نگاه کرد و به همه گفت برن بیرون جز این دوتا
موری:شما دوتا باید برید معموریتتون گرفتن پرونده ها از امور خارجست و از شانس بد ما فردا شب یه مهمونی هست و برای راحت تر شدن کارمون خودمون رو جا میزنیم و میریم داخل و میریم مدارک رو بر میداریم
چویا و دایچو:یعنی به عنوان کاپل هم بریم?
..............
.خوابم میاد شب خوش.
موری:خودت میدونی معموریت راجب چه موضوعیه پس خودت گردنش بگیر
دازای:من دلم نمیخواد خونشو تو خطر بندازم
موری:ولی اونم عضوی از مافیاست
چویا:معموریت داخب چیه یکی بگه تا همتونو خاک نکردم
دازای:من به اون معموریت نمیرم پس چویا هم حق نداره بره
موری نگاهی به دایچو(فکنم همین بود اسمش)کرد و چویا رو نگاه کرد و به همه گفت برن بیرون جز این دوتا
موری:شما دوتا باید برید معموریتتون گرفتن پرونده ها از امور خارجست و از شانس بد ما فردا شب یه مهمونی هست و برای راحت تر شدن کارمون خودمون رو جا میزنیم و میریم داخل و میریم مدارک رو بر میداریم
چویا و دایچو:یعنی به عنوان کاپل هم بریم?
..............
.خوابم میاد شب خوش.
- ۲.۱k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط