{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا…

خدایا…

دهانم را بو کن…

ببین، بوی سیب نمیدهد!

من هیچ وقت حوایی نداشتم که برایم سیب بچیند!

میدانی یک آدم بدون حوایش چقدر تنها میشود؟!

میدانی محکوم بودن چقدر سخت است

وقتی که گناهی نکرده باشی و حتی سیبی را نبوییده باشی؟!

میدانی حوای بعضی از آدم هایت میگذارند و میروند؟!

میدانی که میروند و جلوی چشم آدم، حوای دیگری میشوند؟! نمیدانی!

تو که حوا نداشته ای هیچ وقت!

ولی اگر میدانی و باور کرده ای خستگی ام را، این آدم را ببر پیش خودت…

خسته ام از زندگی…

دهانم را بو کن…!

ببین بوی سیب نمیدهد…
دیدگاه ها (۹)

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻗﺮﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﻢﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ :ﺩﯾﮕﺮ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﻫﻢ"ﺳﺒﺰ" ﻧﺸﻮ...

ﺁﻗﺎﯼ ﻭﺯﯾﺮﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻭﯼ ﺑﻤﯿﺮﯼﺗﻤﺎﻡ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﮔﺮ ﺻﺎﻑ ﮐﻨﯽﺍﻭ ﺩﯾﮕ...

سلام کی منو یادشه

در خیالات خودم,در زیر بارانی که نیست…می رسم با تو به خانه،از...

پارت۷همون شب - اتاق ساکورا🍑: (نشسته روی تخت با چشمای شیطونی)...

سناریو سگ های ولگرد بانگو

پارت پنج دیر میزارم ویسگون هنگ داره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط