{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خــــــــــدایا...دهانم را بو کن!

خــــــــــدایا...دهانم را بو کن!
...ببین...بوی سیب نمیدهد!...
من هیچ وقت حوایی نداشتم که برایم سیب بچیند!..
میدانی یک آدم بدون ِحوایش چقدر تنها میشود؟!...
میدانی محکوم بودن چقدر سخت است وقتی که گناهی نکرده باشی
و حتی سیبی را نبوییده باشی؟!...
میدانی حوای بعضی از آدم هایت میگذارند و میروند؟!...
میدانی که میروند و جلوی چشم آدم، حوای دیگری میشوند؟!...
نمیدانی!...
تو که حوا نداشته ای هیچ وقت!...
ولی اگر میدانی و باور کرده ای خستگی ام را،
این آدم را ببر پیش خودت!...
خسته ام از زندگی...
دهانم را بو کن!...
ببین...بوی سیب نمیدهد!!...
دیدگاه ها (۳)

بزن به سلامتی همه اونایی که قبلا بودن ولی دیگه نیستن..چون دی...

اذان میدادند خواستم بلند شوم ..نتوانستم ...بر دست و پایم قفل...

عازم یک سفــــــــــــــرم سفری دور به جایی نزدیـــــــــــ...

اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد از هر جای دنیا چمدان...

تولدت مبارک جونگ‌کوکِ ما… 🐰💜🎂گاهی فکر می‌کنم چقدر عجیبه که ی...

پارت ۹گیجی و سردردم کمی فروکش کرده بود از جا بلند شدم. بالاخ...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

part : 46chapter : 2نمیدونم ... شاید دنیای بعدی بتونیم کنار ...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت هشتم: آزادیِ مشروط و غافلگیری ...

part31وقتی ماشین‌ها کنار ساحلِ صخره‌ای و رویاییِ ججو متوقف ش...

خدایا…دهانم را بو کن…ببین، بوی سیب نمیدهد!من هیچ وقت حوایی ن...

خــــــــــدایا...دهانم را بو کن!...ببین...بوی سیب نمیدهد!.....

خدایا…دهانم را بو کن…ببین، بوی سیب نمیدهد!من هیچ وقت حوایی ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط