{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسایمون نذری آورده بود،امدم تشکر کنم قاطی کردم گفتم خدار

همسایمون نذری آورده بود،امدم تشکر کنم قاطی کردم گفتم خدارو شکر..:-\
بیچاره فکر کرد ما داشتیم از گشنگی میمردیم بهمون دوتا داد..:-\ :-\
دیدگاه ها (۱۷)

Part ⁴¹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با خند...

وقتی بچتون گم میشه P¹امروز قرار بود لونا رو ببرم پارک امادش...

#قلبی_در_دو_بدنP3 بازم حسودیم شد ولی گفتم به چپم بگیرمتوی فک...

هنوزم باورم نمیشه

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

اینا رو خرداد ماه فکر کنم ترجمه کردم یا اردیبهشت ماه اینا وا...

ویکتوریا امیدوارم منو ببخشی خب،من متاسفم که باهات ازون کارا ...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط