{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خدا از پشت.. دست هایش را روی چشمانم گذاشت.. از لای ا

وقتی خدا از پشت.. دست هایش را روی چشمانم گذاشت.. از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم
دیدگاه ها (۱)

هیچ وقت نفهمدیم چه ارتباطیست بین دل و دستم، ازدستم رفت به هر...

دستهایم خالیست کف دستم اما یاس می روید اگر آب دهی زیر آن سای...

آخرین حرف باران؛ زمین را شستم، دوباره آغاز کنید!

امشب دعا برای سلامتی امام زمان .ودعا برای سلامتی بیمارامون ی...

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 135✦...................

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

bts

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_13وارد آشپزخانه شدم..میخواست...

★彡   Part 18 彡★ انگار وضعیت اون هم همین بود.جذاب لعنتی.با اه...

رومان عشق مافیا پارت 27 ترو خدا یہ لایک کنی جایہ دوری نمیرہ ...

وقتی دابمسش گرفتی ولی...🙃🎀ویو نویسنده اون ور پسرک داستان ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط