{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منتظر هستم بیایی تا که بیدارم کنی

منتظر هستم بیایی تا که بیدارم کنی

با طلوعت عشق من پیوسته تب دارم کنی

دست و بازویت عزیزم تکیه گاهم می شود
تا در آغوشت مرا مستانه دلدارم کنی

باز کن آن پلک زیبا آن دو چشم مست را
آن بساط ناز را تا که خریدارم کنی


با نگاهی دلبرانه دل زدستت می برم
تا که بیمارم شوی آنگه پرستارم کنی

چای من در انتظار قند شیرین لبت

تا بیایی و مرا با بوسه بیدارم کنی
دیدگاه ها (۳)

میشود ترمه بپوشی و دلم را ببریکل احساس مرا یکسره یغما ببریمی...

بر قاب خیس پنجره مانده نگاه منامشب چقدر جای تو خالیست ماه من...

بغلم کن که هوا سرد و دلم تبدار استلب تو داغ ترین لحظه ی این ...

"آغوش تو آرام ترین خانه ی دنیاست"دست تو صمیمانه ترین شانه ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط