{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

pɑʀt¹

pɑʀt¹
تهیونگ ویو
امشب یه مراسم مخصوص مدلینگ های معروف هست که من هم باید برم برای همین سرم بیشتر از همیشه شلوغ بود
_اقای کیم ...لطفا عجله کنید باید زود راه بیوفتیم
+اگه تشیف مبارکتونو ببرید بیرون اماده میشم
_اهان ببخشید
+برو دیگه وایساده بهم زل زده
_باشه باشه رفتم
اه چقدر بدم میاد از این مدیر عاملا فقط تو اتاق من پلاسن
بعد چند مین کلنجار رفتن با خودش بلغره امادشد و رفت پایین
»تهیونگ معلومه کجایی چیکار میکنی نیم ساعته
+زایمان میکنم داشتم اماده میشدم دیگه
»من موندم انقدر ادم چرا فقط توی کله شغو مدل کردن
+چون جذابم پسر خوبیم خوشگلم ... فهمیدی یا بازم بگم ....هوم؟!
»باشه بابا برو‌دیرت شد
+بابا فیلی
»اسم من فلیکسه نه فیلی
+حالا هرچی مارفی
«خدایا اخه چرا من
دیدگاه ها (۰)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت پایانی

رمان

پارت ۳ ( آسانسور عشق ) تا رسیدم تهیونگ دم در منتظرم بود ــ ...

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

فیک ددی من

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟯-رفتم سمت اتاق انگار اتاقه لیا بود دیدم داره لباساشو د...

شب تولدم فصل 3پارت 3ات: چیکار میکنی تو گوشیت؟ جونگ کوک: هیچی...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟏*الو.. ... *عامم بله خودمم اتفاقی افتاده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط