می گویم
می گویم
میخواهم برم
تو اما
باورنکن
بار ها عزم رفتن کرده ام
و هربار بیشتر در مبل فرو رفته ام
اینکه کسی
جایی منتظرت نباشد
اتفاق دردناکی ست
اینکه میدانی با بازگشت به گذشته ام چیزی تغییر نخواهد کرد
برای کدام لبخند جا مانده باید به عقب بازگشت ؟
کدام رفتن معنا میگیرد زمانی که میدانی
چمدانی که خودت را در آن خلاصه کرده ایی
تنهایی باید بر زمینی بکشی
ما روزی خودمان را ترک کرده ایم
و بدشانسی ما همین بود
معجزه ایی لازم است
معجزه ایی شاید
مرحم دستانی شاید
نم بارانی شاید...
میخواهم برم
تو اما
باورنکن
بار ها عزم رفتن کرده ام
و هربار بیشتر در مبل فرو رفته ام
اینکه کسی
جایی منتظرت نباشد
اتفاق دردناکی ست
اینکه میدانی با بازگشت به گذشته ام چیزی تغییر نخواهد کرد
برای کدام لبخند جا مانده باید به عقب بازگشت ؟
کدام رفتن معنا میگیرد زمانی که میدانی
چمدانی که خودت را در آن خلاصه کرده ایی
تنهایی باید بر زمینی بکشی
ما روزی خودمان را ترک کرده ایم
و بدشانسی ما همین بود
معجزه ایی لازم است
معجزه ایی شاید
مرحم دستانی شاید
نم بارانی شاید...
- ۷۷۳
- ۰۲ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۹۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط