{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هــواےِ چشمهاےِ مـن،کمی تاقـسمتی ابـریســت :

هــواےِ چشمهاےِ مـن،کمی تاقـسمتی ابـریســت :
ولی چنـدیست از بــارانِ بــارآور نشـانی نــیست ...
دوباره تحــتِ تأثیــرهــوایِ پــُر فــشارِ غـــم
دلــم یــخ می زنـد امـا چـه باید کرد؟
چاره چیست !

نه حرف مـن،که ایــن دردِ گـیاهِ خشـکِ هربــاغ است
چگونه می توان در قحط آب و روشنایی زیست !؟ نمی دانــم بــرایـت از کــدامیــن درد بنویــسم
فقــط این را بــدان اینجا نفـــسها هم زمــستانی سـت!

چـرا پرسـیده ای کی اینچنین کرده پریشانش !؟
مگر تو خود نمی دانی فراســوی خیـالم کیسـت!!
به بارانی تــریـن شــبها قســم جُــز در فــراقِ تــو
دل بیــچاره ام یــک آن ،به حـال زارِ خـود نــگریســت!

تمام فـکر و ذکـرم اینکه یــک روزی تــو می آیی ..
اگــرچه خـــوب میدانــم که ایــن جـز آرزویی نیــست!

مردّد مانـده ام اینــجا میــان مانــدن و رفتـــن...
که بیــن چـشم و ابــرویت بلاتکلیفـیِ محضـی ست

پُلِ ابروت می گوید: توقف مطلقاً ممنوع! "
نگاهت می دهد اما به من فرمـــان که اینجا : ایست" !

نمی دانم بـمانم یا به دســت باد بــسپارم
درخت بیــــد بخـــتم را که تقـــدیرش پریشانی ســت...

دوباره بی وفـــایی

امتـــحان میـــگیرد از عُشــّاق
"

@f
دیدگاه ها (۱۶)

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ویکم: دیوار---بعد از آن بوسه.در باغ. در...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

درخواستی وقتی بیماری قلبی داری اون ...Part: ¹+ات؟ _جانم؟ +به...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

پارت پنج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط