{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرگرد این رو پدر بزرگم بهم یاد داده

-: سرگرد ، این رو پدر بزرگم بهم یاد داده .
کسی که فحش میده باس چاقو بخوره ...
کلاه ،اسلحه کمری و بیسیم روی کمربند ، یک تثلیث بودند که دهان او را میبست .
ولی گفتن اون دو جمله به اندازه کافی راضی اش کرده بود .
بعد سرش رو بالا آورد .
متهم به او نگاه میکرد ، صورتش بی حس بود ولی چشمانش ترسیده بودند .
سرگرد به متهم نگاهی انداخت و گفت : راه بیوفت.
شما هم بهتره آنقدر چرند نگی .
اگر لازم باشه قصاص میشه .
-: قصاصش چیه ؟
-: تو دادگاه معلوم میشه .
سرگرد سر تا پای او را با بدگمانی نگاه کرد .
-: تو مدرک داری برای دادگاه ؟
که فحش داده ...؟
از اعماق وجودش گفت : نه
-: پوففففف ، پس این دادگاه هم یک مسخره بازیه ...
سیگار رو روی لبش گذاشت .
بعد لیز خورد روی پله ها ، سرگرد هم کنارش نشست .
لحظاتی بعد در تاریکی دو شعله سرخ ، دود میشد ...
دو چشم وحشی ، که میخواستند در سکوت برقصند ...
دیدگاه ها (۰)

شرایطی که الان داری رو نپذیر .حتی اگر بهت مسلط شده .حتی اگر ...

چه چیزهایی توی طول روز تو رو لمس میکنند .چشم هاتو و گوش هاتو...

امشب اما فرق میکرد .مثل هرشب نبود .چشم ها خیس بودند و بالشت ...

مقدمه کاش میدونستیم که نمیشه یک آبادی دموکراسی ساخت اگر 🩸 نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط