{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️
𝐩𝐚𝐫𝐭𝟒
_
+امم ...سلام؟
(علامت ساشا ×علامت علامت جین=)
^=× سلام
×خوبی عزیزم؟
+بله مرسی ممنون شما خوبی؟
×منم خوبم
+آممم میشه خودتونو معرفی کنید؟ اگه بخوام از خودم شروع کنم من کایلام از خانواده پارک
×خوشبختم منم ویولتم از خانواده کیم
+عا خوشبختم
^اومم منم ویلیامم از خانواده کیم خوشبختم
+عا خوشبختم
=منم مایکلم از خانواده جئون
+اوه خوشبختم(کمی تعظیم میکنه)
-منم..
+رابرت پسر ارشد جئون ها
همه با تعجب بهش خیره میشن
-(با لبخند)دقیقا
×اسم هیچکسو بلد نبودی فقط رابرت؟؟؟
جونگ کوک هنوز داره لبخند میزه
+امممم خب رتبه اول خانوادش تنها کسیه میشناسم
×بعد چرا مایکلو نمیشناسی
^راس میگههه
+اممم..اممم
-اذیتش نکنید(با خنده)
همه با هم میزنن زیر خنده
ا.ت هم لبخند میزنه برعکس لیزا و برادرش از این جمع حس خوبی میگیره
یهکو خانواده جانگ بر میگردن و میان میشینن سر جاهاشون جونگ کوک عصبی میخواد سمتشون بره که آقای کیم میاد و میگه
÷رابرت بزار تو مهمونی باشن یکهو دیدی شورش کردن
-برای شورش نیاز به آدمای بیشتری از این مهمونی دارن ولی هیچکس ازشون خوشش نمیاد
÷اره ولی خطر ناکه ما دشمن کم نداریم
-باشه
میره میشینه

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۸)

🫂🤍

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟓 ات ویو: هعبب حوصلم سر رفتت◇سلامم...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐩𝐚𝐫𝐭𝟑_لیزا دستشو بالا میاره بزنه در گو...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐩𝐚𝐫𝐭𝟐_ ...و ا‌.ت بلند میشه و میرتا لبا...

"سرنوشت "p,28...یونگی : اوه ... خوش اومدید بفرمایید تو ........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط