{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر صبح که سپیده

هر صبح که سپیده
سلام می دهد
به پنجره ی اتاقم

یاکریم ها
سر می زنند به من

چه مانوس شده ایم ما
من ،منتظر صدای بال شان
آن ها،مشتاق سفره ی نان شان

حیران مانده ام!
کجا بال هایت بسته شد؟
که دیگر به انتظار دلم
مشتاقانه سر نزدی...
دیدگاه ها (۱)

پدرم نیست ...

فردا فردا کردن

موسیقی

پارت ۳۱ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌ا...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁶_شاید تا یه هفته برنگردمچند لحظه مکث ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط