پارت ۱۰۳
# تو چرا رشد نکردی هنوز همون قدی
☆ نامجونااا اذیتش نکن
+ هوسوک هیونگ
# چشمم روشن اونو میشناسی منو نه
☆ بسوز منو بیشتر دوست داره
+ نه هیونگ چون هوسوکا زیاد میومد پیشم چهرش و شناختم
= سلام جیمینا
برگشتم پشت انگار یه فرشته از آسمون افتاده باشه زمین
= جینم
٪ حالا هی من بگم این خنگه تو بگو به بچم اونطوری نگو
= تهیانگ جیمین چرا چیزی نمیگی
+ جین هیونگ چقدر خوشگل تر شدی
جین هیونگ خجالت کشید
= واقعا
+ آره
٪ پس من چی ؟
تهیانگ خیلی چهرش بامزه شده بود
+ تو زشت تر شدی
که یهو یکی از پشت وشگونم گرفت
+ آخ کی بود
☆ به پسرک من نگو زشت
+ چیشد ؟
فلش بک
ویو نامجون
جنگ بدی بین ما و ژاپن افتاده بود هیچ جوره ام تموم نمیشد تا وقتی که مادر خونده که داشت به پیروزی میرسید و مینسو برای اینکه کشورش نابود نشه هر دو تا داداشاش و گرگان داد به ملکه
☆ یعنی چی که گرگان میخوای بگیریشون ؟
] به تو ربطی نداره
☆ نامجونااا اذیتش نکن
+ هوسوک هیونگ
# چشمم روشن اونو میشناسی منو نه
☆ بسوز منو بیشتر دوست داره
+ نه هیونگ چون هوسوکا زیاد میومد پیشم چهرش و شناختم
= سلام جیمینا
برگشتم پشت انگار یه فرشته از آسمون افتاده باشه زمین
= جینم
٪ حالا هی من بگم این خنگه تو بگو به بچم اونطوری نگو
= تهیانگ جیمین چرا چیزی نمیگی
+ جین هیونگ چقدر خوشگل تر شدی
جین هیونگ خجالت کشید
= واقعا
+ آره
٪ پس من چی ؟
تهیانگ خیلی چهرش بامزه شده بود
+ تو زشت تر شدی
که یهو یکی از پشت وشگونم گرفت
+ آخ کی بود
☆ به پسرک من نگو زشت
+ چیشد ؟
فلش بک
ویو نامجون
جنگ بدی بین ما و ژاپن افتاده بود هیچ جوره ام تموم نمیشد تا وقتی که مادر خونده که داشت به پیروزی میرسید و مینسو برای اینکه کشورش نابود نشه هر دو تا داداشاش و گرگان داد به ملکه
☆ یعنی چی که گرگان میخوای بگیریشون ؟
] به تو ربطی نداره
- ۸۸۷
- ۰۳ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط