{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم،

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم،



در میان لاله و گل آشیانی داشتم،



گِرد آن شمع طرب می‌سوختم پروانه‌وار،



پای آن سرو روان اشک روانی داشتم!
دیدگاه ها (۲)

چمدونمُ دارم می بندم، با یه طرحِ کهنه از دلخوشی هام، باورم...

مثل گنجشکی که زیر برف ها مونده،همۀ دلتنگی ایم پیش تو جا موند...

ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی، به تو از تو راه جویم...

گرَم با صالحان «بی دوست» فردا در بهشت آرند، همان بهتر که در ...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط