{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق ممنوعهٔ من باز هوایت کردم

عشق ممنوعهٔ من باز هوایت کردم

توی این خلوت شب باز صدایت کردم

سیب سرخی شدی و دست رقیب افتادی

من چو حوّا نشدم ، زود رهایت کردم

او به تو داد دل و قلب تو هم راضی شد

از غمت سوختم و باز دعایت کردم

گرم آغوش رقیبم شدی و یادت رفت

قبل او در دل خود همچو خدایت کردم

رفته ای با دگری و دلم از غصه شکست

باز هم این دل بشکسته فدایت کردم
گر ز پیش تو برفت و دل تو تنها شد

پیش من باز نگرد چونکه رهایت کردم
دیدگاه ها (۶)

همین ک باشیحتی در دور دست هابرایم کافیستروزی قاصدک هابوی تو ...

ﯾﺎﺩﻣﻪ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﻣﺰﺍﺭ،ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺎﻡ ﺭﻭﯼ ﻗﺒﺮﺍ ﻧﺮ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط