{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور که نیست

تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور که نیست
یا نگاهم بکند چشم تو مجبور که نیست

شده یک روز بیایی به دلم سر بزنی
با توام ! خانه ی تنهایی من دور که نیست

آنکه با دسته گلی حرف دلش را میزد
پردرد است ولی مثل تو مغرور که نیست

نازنین ! عشق که نه ، اخم شما قسمت ماست
عاشقی های تو با این دل رنجور که نیست

تو مرا دیدی و از دور به بیراهه زدی
تو نگو نه ٬ دل دیوانه ی من کور که نیست

خواستم دل بکنم از تو ولی حیف نشد
لعنتی غیر تو با هیچ کسی جور که نیست

مشکل اینجاست نگفتی تو به من ٬ می دانم
تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور که نیست


{ زهرا حسینی }
دیدگاه ها (۱۷)

و دستانِ تو بِداهه‌ای گرم و به‌هنگام بودکه در ذهنِ گنجشک‌های...

دلـــــــم از کســـــــی گــــــــ...

.

.

🌱🍒كلافه خسته و تنها در اين شبهاى  تكرارىاز اين پهلو به آن په...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "6" "ویو پارک جیمین" برای...

«فصل۲ The magic of lov »part ۸۲به زور چشمامو باز کردم احساس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط