{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل زخمی پارت

گل زخمی پارت ۴

صبح از خواب بیدار شدم کاملا لخت بودم زیر دلم حسابی درد میکرد حالم از خودم بهم میخورد دورمو نگاه کردم نبودش پاشدم ملافه که خونی بود رو جمع کردم و رفتم حموم زیر دوش گریه میکردم و به بدنم چنگ میزدم به گردنم و به بدنم چنگ میزدم بعد رفتم بیرون لباس تنم کردم و نشستم همونجا رو تخت پاهامو به سمت خودم گرفتم و به یه جا خیره شدم که در زدن +کیه؟ خودش بود مرتیکه عوضی -صبح بخیر عروسک +من عروسک نیستم -سر صبحی قیافه میگیری برا ددی اومد رو تخت -بیا پایین صبحونه بخور +نمی‌خورم پاشد وایساد -نگفتم تو تصمیم میگیری میای پایین سرمو گرفتم پایین -با تو بودم +ایشش رفت منم بعدش رفتم خواستم بشینم که پاهاشو باز کرد و دستشو رو رون پاش زد -جات اینجاس نه رو اون صندلی رفتم رو پاش نشستم کمرم گرفت خودش بهم میداد این چشه یهو سگ گازش میگیره یهو مهربون میشه

میدونم کمه ولی چیزی به ذهنم نمی‌رسه از خستگی
دیدگاه ها (۶)

اگه این پیجم بره به بالا ۱ کا دوتا پارت براتون میزارم @lady....

pt 5بعد از خوردن صبحونه از رو پاش بلند شدم رفتم تو اتاق قرار...

گل زخمی پارت ۴سریع ازش جدا شدم +ممنون سریع از مغازه بیرون رف...

گل زخمی پارت ۳رفت منم بعدش رفتم پایین داشتن میرفتن -بای لیدی...

شغل پنهان

Plan Aویو تام: اروم رفتم سمتش جوری که منو نبینه دوتا دستاشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط