پارت ۱۰۲
پارت ۱۰۲
رزت : اممم کیان
کیان : هوم؟
رزت : حالا چقدر باید هم بزنم.... هوف عالیه
کیان : برو به خدمتکارات بگو بیان برات درست کنن
رزت : صبر کن من برم سوال کنم الان میام
کیان: باشه
*بعد از اینکه رفتم و سوال کردم برگشتم و کیک و درست کردم *
رزت : حالا بذاریم تو فر ... چی داره پچ پچ میکنی؟؟
کیان: دارم دعوا میکنم نمیرم
رزت : ها؟ هوف
* کیک و گذاشتم تو فر *
رزت : کیان تو آشپزی بلدی؟
کیان : من بر خلاف تو آره
رزت : پس چرا کمک نکردی
کیان : من که درست نکردم
رزت : باشه باشه حالا هرچی
کیان : ببینم غذای که دوست داری چیه؟
رزت : نمیدونم..... همه ی غذا هارو دوست دارم
کیان : حس میکنم غذا رو به همه ترجیع میدی
رزت : آره
کیان : خب؟
رزت : خب چی؟
کیان : چیکار کنیم حالا
رزت : نمیدونم یه جوری خودتو سرگرم کن من که دارم اینارو جمع میکنم
کیان : باشه
* اونم اومد کمکم جمع کرد.... بعد از یک ساعت آشپز خونه تمیز شد *
کیان : یه بوی سوختنی نمیاد؟
رزت : عه
رزت : اممم کیان
کیان : هوم؟
رزت : حالا چقدر باید هم بزنم.... هوف عالیه
کیان : برو به خدمتکارات بگو بیان برات درست کنن
رزت : صبر کن من برم سوال کنم الان میام
کیان: باشه
*بعد از اینکه رفتم و سوال کردم برگشتم و کیک و درست کردم *
رزت : حالا بذاریم تو فر ... چی داره پچ پچ میکنی؟؟
کیان: دارم دعوا میکنم نمیرم
رزت : ها؟ هوف
* کیک و گذاشتم تو فر *
رزت : کیان تو آشپزی بلدی؟
کیان : من بر خلاف تو آره
رزت : پس چرا کمک نکردی
کیان : من که درست نکردم
رزت : باشه باشه حالا هرچی
کیان : ببینم غذای که دوست داری چیه؟
رزت : نمیدونم..... همه ی غذا هارو دوست دارم
کیان : حس میکنم غذا رو به همه ترجیع میدی
رزت : آره
کیان : خب؟
رزت : خب چی؟
کیان : چیکار کنیم حالا
رزت : نمیدونم یه جوری خودتو سرگرم کن من که دارم اینارو جمع میکنم
کیان : باشه
* اونم اومد کمکم جمع کرد.... بعد از یک ساعت آشپز خونه تمیز شد *
کیان : یه بوی سوختنی نمیاد؟
رزت : عه
- ۷۴
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط