{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یا نفرت

عشق یا نفرت؟
(تابع قوانین ویسگون)
P⁵⁸
جونگکوک:ا/ت..بچه بازی رو کنار بزار،بیا برگردیم..
ا/ت:نمیخوام
جونگکوک:ا/ت..اون بچه اسیب میبینه..
ا/ت:بچه وقتی ببینه پدر و مادرش با هم دعوا زیاد دارن روانی میشه
جونگکوک:مـ..من..
ا/ت:تو چی؟
جونگکوک:دوستت دارم
*قلبم داشت میومد توی دهنم،نمیدونستم چی بگم،خوشحال باشم یا ناراحت؟همون لحظه اومد جلو،دستش رو روی قلبم گذاشت*
جونگکوک:معذب شدی یا خجالت زده؟شایدم خوشحال شدی(لبخند)
ا/ت:(سرم رو مینذازم پایین)
جونگکوک:با من برمیگردی؟
ا/ت:فردا..فردا بهت میگم

(امریکا=ساعت 6:23 PM)
ا/ت:جونیور..چیکار میکنی؟بزار برم
جونیور:ا/ت..اون بهت اسیب میزنه(داد)
ا/ت:تو بیشتر بهم اسیب میزنی..ولم کن
جونیور:ا/ت..من..من دوستت دارم
ا/ت:شوخی خنده داری نیست..برو اون ور..
جونیور:ا/ت از زمان دانشگاه عاشقتم..من،تو و می‌را میتونیم خوشبخت بشیم
ا/ت:جونیور..تو چت شده؟میفهمی چی میگی؟من متاهلم..
جونیور:سه سال پیش من بودی..پس برای منی..
ا/ت:جونیور..ولم کن(داد)
جونیور:ا/ت..من..
*لباش رو اورد نزدیک،عیو..مردتیکه چندش..سرم رو تکون دادم،فکم رو گرفت و خواست دوباره ببوسه،همون لحظه می‌را اومد*
می‌را:عمو؟(تعجب)
جونیور:عزیزم..تو برو
*همون لحظه با پام زدم تو کـ/ـرش،از درد به سختی نفس میکشید،دوییدم،می‌را رو بغل کردم،چمدون رو برداشتم و از خونه دوییدم بیرون*
می‌را:مامانی..کجا میریم؟(گریه)
ا/ت:توضیح میدم..
*سریع ی تاکسی وایساد،سوار شدم،به سمت فرودگاه رفتیم،خیلی دیر رسیدیم،جونگکوک کارامون رو انجام داده بود،می‌را رو بغل کردم،بردم داخل هواپیما،جونگکوک رو پیدا کردیم و کنارش نشستم*
می‌را:عمو؟بازم شمایید که(گیج)
ا/ت:می‌را..من..باید ی چیزی بهت بگم..
می‌را:چی؟
ا/ت:جونگکوک..همین اقا..بابای توعه..
می‌را:ولی بابام شبا که من خوابم میاد..خودت گفتی سرکارش اذیتش میکنن
ا/ت:می‌را..دیگه اذیتش نمیکنن..ما با بابات میریم خونه خودمون
می‌را:ما خونه ام داریممم؟؟؟(ذوق)
جونگکوک:(خنده)
ا/ت:بله(خنده)
جونگکوک:میشه بغلت کنم خانم کوچولو؟
می‌را:بله(خنده)

2 ماه بعد
(کره=ساعت 11:59 PM)
ا/ت:می‌رااااااا..(داد)
می‌را:من نمیخوابممممم(داد)
ا/ت:اگر نخوابی فردا از پارک خبری نیست
می‌را:بابایی میبرتم(زبون درازی)
ا/ت:بابات غلط میکنهههه(داد)
جونگکوک:با منی؟!(تعجب)
ا/ت:جونگکوکککککککک(داد)
جونگکوک:می‌راااااا..برو بخواااااب
می‌را:داد نزننننن(داد)
جونگکوک:بچه پرو برو بخواب دیگه
می‌را:چون بابایی میگه..وگرنه نمیرفتم..
ا/ت:غلط میکردی
☆:می‌را میره طبقه بالا توی اتاقش،عروسکش رو بغل میکنه و به خواب ناز میره،ا/ت هم به اتاقش میره و لباسش رو عوض میکنه،ارایشش رو پاک میکنه و میره روی تخت،جونگکوک هم میاد و لباسش رو عوض میکنه،ا/ت توی پینترست با پیج فیک میگرده و جونگکوک میاد پیشش،جونگکوک ا/ت رو بغل میکنه و ا/ت موبایلش رو کنار میزاره،به سمت جونگکوک برمیگرده و دستش رو توی موهای جونگکوک میکنه
جونگکوک:ا/ت..
ا/ت:هوم؟
جونگکوک:ی بچه دیگه بیاریم؟
ا/ت:مشکل از تو نیس..مشکل از منه که بهت رو میدم
جونگکوک:(خنده)
جونگکوک:پس جوابت نه؟
ا/ت:معلومه که نه..
جونگکوک:خوبه کمردرد شبانه من بود..
ا/ت:گمشوو..عوضی..
جونگکوک:ا/تم؟
ا/ت:نه نه نه نه(کلافه)
جونگکوک:من که بچه رو میسازم..حالا تو بگو نه!
ا/ت:برو اون ور تا نزدمت
جونگکوک:(خنده)

The end
دیدگاه ها (۱۵)

رمان؟عشق مثلثیپارت؟1(تابع قوانین ویسگون) ا/ت: *وای وای نه..ب...

رمان؟عشق مثلثیپارت:2(تابع قوانین ویسگون) ا/ت:بله..حتما... *س...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁵⁷(امریکا=ساعت 11:43 PM) ...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁵⁶موقعیت:خونه جونیور(امری...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁵³(کره=ساعت 11:58 AM) ا/ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط