{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است
یوسف شدنت را چه کنم...چاه زیاد است... دلتنگ تر از شازده ی کوچک قصه،
هستی و به سیارک من راه زیاد است... تنهایم و تنهایم و تنهایم و تنها...
همدم شده کم...آدم همراه زیاد است

تقدیر قشنگیست که در بازی شطرنج؛
آیینه به دستان تو ...و شاه زیاد است... امشب شب مهتابی آقای غزل هاست
تصویر تو در مردمکم....ماه زیاد است...! من شاعر چشمان قشنگت شدم اما
از دست تو در هر غزلم آه زیاد است.. ؟؟؟؟

دیدگاه ها (۲)

*ﻛﻤﯽ ﺷﺎﻋﺮ ﺷﻮ ﻭ ﯾﻚ ﺷﺐ ﻣﺮﺍ ﺷﻜﻞ ﻏﺰﻝ ﺑﻨﻮﯾﺲﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻭﺻﻞ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ...

.و پشت گیج ترین جای خانه قایم شو!میان یک غزل عاشقانه قایم شو...

توی چشمت چقدر آدم هاداس ها را به باغ من زده اندسیب بکری برای...

دست طــراح لب و چشم تو بس مشغول استدست من بر سر زلفـــت به ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط