{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است
یوسف شدنت را چه کنم...چاه زیاد است... دلتنگ تر از شازده ی کوچک قصه،
هستی و به سیارک من راه زیاد است... تنهایم و تنهایم و تنهایم و تنها...
همدم شده کم...آدم همراه زیاد است

تقدیر قشنگیست که در بازی شطرنج؛
آیینه به دستان تو ...و شاه زیاد است... امشب شب مهتابی آقای غزل هاست
تصویر تو در مردمکم....ماه زیاد است...! من شاعر چشمان قشنگت شدم اما
از دست تو در هر غزلم آه زیاد است.. ؟؟؟؟

دیدگاه ها (۱)

فقط انگار در این شهر، دلِ من دل نیست!کم رسیدست به رویام ... ...

*خواهشی بر لب من هست ولی تکراری می شود دست از اعدام دلم بردا...

. سینه ام این روزها بوی شقایق می دهدداغ از نوعی که من دیدم ت...

*ﻛﻤﯽ ﺷﺎﻋﺮ ﺷﻮ ﻭ ﯾﻚ ﺷﺐ ﻣﺮﺍ ﺷﻜﻞ ﻏﺰﻝ ﺑﻨﻮﯾﺲﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻭﺻﻞ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم چاه زیا...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم چاه زیا...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد استیوسف شدنت را چه کنم...چاه زی...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم چاه زیا...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

. از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم چاه زیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط