{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است
یوسف شدنت را چه کنم چاه زیاد است
.
دلتنگ تر از شازده ی کوچک قصه
هستی و به سیارک من راه زیاد است
.
تنهایم و تنهایم و تنهایم و تنها
همدم شده کم آدم همراه زیاد است
.

تقدیر قشنگیست که در بازی شطرنج
آیینه به دستان تو و شاه زیاد است
.
امشب شب مهتابی آقای غزل هاست
تصویر تو در مردمکم ماه زیاد است

.
من شاعر چشمان قشنگت شدم اما
از دست تو در هر غزلم آه زیاد است..
دیدگاه ها (۱)

شبی در شبترین شبها تو ماهم می شوی آیا؟؟؟ تو تسلیم تماشای نگا...

مو پریشان میکنی در باد.. بابا بیخیال می سپاری دل به باداباد....

از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام بی هوایت کنج پستوهای غم ی...

ترجیـح مـی دهـم با گفتن حقیقت " تـو امـروز خیلـی رنـج بکش...

. از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم چاه زیا...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم چاه زیا...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم چاه زیا...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط