{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است
یوسف شدنت را چه کنم...چاه زیاد است

دلتنگ تر از شازده ی کوچک قصه،
هستی و به سیارک من راه زیاد است

تنهایم و تنهایم و تنهایم و تنها...
همدم شده کم...آدم همراه زیاد است

تقدیر قشنگیست که در بازی شطرنج؛
آیینه به دستان تو ...و شاه زیاد است

امشب شب مهتابی آقای غزل هاست
تصویر تو در مردمکم....ماه زیاد است

من شاعر چشمان قشنگت شدم اما
از دست تو در هر غزلم آه زیاد است
دیدگاه ها (۲)

در ڪوے تـــو مـعروفـــم و از روے تــو محــرومگـــــرگِ دهـــ...

سن وفاسیز عشق سن،هردم منی آغلادیسانقاچیرام یول آچیرام یول لا...

خوب من حوصله کن، داد زدن ممنوع است!کم بکن، کم گله، فریـاد زد...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

. از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم چاه زیا...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم چاه زیا...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم چاه زیا...

از دست تو در هر غزلم آه زیاد است یوسف شدنت را چه کنم...چاه ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط