اصرا خونی

اصرا خونی✨

کوک: پس بریم(سرد)

ویو ا‌.ت
واااا چه مرگشه

ویو کوک
من مجبورم برم ایتالیا بخاطر همین باید ا.ت رو از خودم متنفر کنم ولی من دوسش دارم

تو مدرسه🎀

&: جواب سوال دیروزم دوسم داری
کوک: اهم اهم
ا.ت: خب ... خب ..‌.. من کوک رو دوس دارم
کل مدرسه: قرار میزارن _ کاپلن_ اعتراف کردن
کوک: ولی من نه(سرد)
ا.ت: ها، تو فقت منو برای بدنم میخواستی یا دخترونگیمو بگیری(بغض)
کل مدرسه: ۳ک۳ داشتن_ نکنه کوک تجاوز کرده به ا.ت

کوک بازوی ا.ت رو گرفت و بردش تو ماشین
ا.ت: معلوم هست چی میگی(داد و گریه)
کوک: ببین...من..
ا.ت: ولم کن عوضی میدونستم دختر بازی
کوک: خفه شو(عربده)
ا.ت گریه هاش شدت گرفت و از ماشین رفت و داشت بارون میومد
کوک: ا‌.ت بیا منو صگ نکن ا.ت(عربده )
ویو ا.ت
داشتم میدوییدم اون عوضی منو فقت برای بدنم میخواست نفهمیدم چیشد و یهو چشمام سیاهی رفت

ویو کوک
باید ایتالیا رو کنسل کنم وگرنه ا.ت رو از دست میدم ها اون کیه زمین افتاده ا.ت عه!
سریع از ماشین پیاده شدم و دویدم سمتش
و سوار ماشین کردمش کل لباسش خون بود و نه کسی بهش شلیک کرده بو نه چاقو زده بود اون چیه توی جیبش از شک ماشین رو زدم بغل اون..... اون......

خماری بد دردیه نه😊🤧

شرایط:
لایک: ۵
کامنت:۶
دیدگاه ها (۱۲)

با اینکه شرایط نرسید ولیییی چه کنم دوست ندارم تو خمار بمونید...

من هویجم

پس فردا مدرسه😊💔اگه برم مدرسه خیلی دیر به دیر فیک میزارم

....

هرزه ی حکومتی پارت ۵ بیدار شدم...تو اتاق بودم رفتم سمت در دس...

"سرنوشت "p,30...۱۰ مین بعد ....ماشین جیهوپ جلوی کلبه ی چوبی ...

هرزه ی حکومتی پارت ۲که کوک بلند شد و.... رفت سمت ا/ت ونشست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط