#قرارداد_دوستانه s2p8
#قرارداد_دوستانه s2p8
ویو لیلی :
جونگ هی هنوز تب داشت ولی اگه همونجور که دکترا گفته بودن دارو عمل میکرد تا یک ساعت آینده تبش قطع میشد .
هانا مثل همیشه صبور و آروم بود .
یکی از چیزایی که همیشه قراره توی یادم بمونه اینه که اون حتی از شوهرم بیشتر برای پسرم ابراز نگرانی کرد .
شایدم من اشتباه میکنم توی یه توهم دست و پا میزنم .
ولی خدا میدونه که چقدر از هانا ممنونم برای تک تک لحظه هایی که کنارم بوده .
هر وقت نیاز دارم برای خودم وقت بگذرونم یا بخوابم هانا با حوصله هر چه تمام تر و یه کتاب جدید توی دستاش میاد خونمون و جونگ هی رو با خودش میبره .
از اینکه پسرم انقدر بچه ارومیه تعجب میکنم.
البته هیچکس از آینده بچه اش خبر نداره .
ولی جونگ هی واقعا پسر خوش اخلاقیه ، کم گریه میکنه ، درسته که گاهی وقتا واقعا غر غرو میشه و نمیخوابه ولی در نهایت یه پسر کوچولوی خوش اخلاقه .
کوک جدیدا خیلی کم پیش میاد که خونه باشه درسته که همیشه از ما درخواست میکنه که باهاش بریم و این واقعا قابل تقدیره ولی من نمیتونم پسر سه ماهه ام رو توی بغلم بگیرم و از کشور خارج بشم این واقعا شرایطو برای دوتامون سخت میکنه .
البته که اگه نامجون یا هانا اونجا باشن یا خود کوک باهامون باشه میرم ولی از آخرین باری که مجبور شد توی قسمت فرست کلست هواپیما راه بره و پسرشو آروم کنه تصمیم گرفتم که دیگه این کارو نکنم .
البته که اون هیچوقت راجب این موضوع چیزی نمیگه ولی خودم میدونم که اگه اونجا باشم به خاطر فشار زیاد روی دوتامون مدام با هم بحث میکنیم .
اون واقعا پدر مسئولیت پذیریه ولی گاهی حس میکنم باید از هم دور باشیم تا قدر بودن همدیگه توی زندگی رو بدونیم .
ویو لیلی :
جونگ هی هنوز تب داشت ولی اگه همونجور که دکترا گفته بودن دارو عمل میکرد تا یک ساعت آینده تبش قطع میشد .
هانا مثل همیشه صبور و آروم بود .
یکی از چیزایی که همیشه قراره توی یادم بمونه اینه که اون حتی از شوهرم بیشتر برای پسرم ابراز نگرانی کرد .
شایدم من اشتباه میکنم توی یه توهم دست و پا میزنم .
ولی خدا میدونه که چقدر از هانا ممنونم برای تک تک لحظه هایی که کنارم بوده .
هر وقت نیاز دارم برای خودم وقت بگذرونم یا بخوابم هانا با حوصله هر چه تمام تر و یه کتاب جدید توی دستاش میاد خونمون و جونگ هی رو با خودش میبره .
از اینکه پسرم انقدر بچه ارومیه تعجب میکنم.
البته هیچکس از آینده بچه اش خبر نداره .
ولی جونگ هی واقعا پسر خوش اخلاقیه ، کم گریه میکنه ، درسته که گاهی وقتا واقعا غر غرو میشه و نمیخوابه ولی در نهایت یه پسر کوچولوی خوش اخلاقه .
کوک جدیدا خیلی کم پیش میاد که خونه باشه درسته که همیشه از ما درخواست میکنه که باهاش بریم و این واقعا قابل تقدیره ولی من نمیتونم پسر سه ماهه ام رو توی بغلم بگیرم و از کشور خارج بشم این واقعا شرایطو برای دوتامون سخت میکنه .
البته که اگه نامجون یا هانا اونجا باشن یا خود کوک باهامون باشه میرم ولی از آخرین باری که مجبور شد توی قسمت فرست کلست هواپیما راه بره و پسرشو آروم کنه تصمیم گرفتم که دیگه این کارو نکنم .
البته که اون هیچوقت راجب این موضوع چیزی نمیگه ولی خودم میدونم که اگه اونجا باشم به خاطر فشار زیاد روی دوتامون مدام با هم بحث میکنیم .
اون واقعا پدر مسئولیت پذیریه ولی گاهی حس میکنم باید از هم دور باشیم تا قدر بودن همدیگه توی زندگی رو بدونیم .
- ۳۷
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط