{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ویو ات
کوک: وای خدا
نایون: ددی از دیدنم ناراحت شدی
کوک: یچی فراتر از ناراحت
نایون: وا من زن ایندتم درس نیس اینطوری بگی
کوک: نایون
نایون: جان دلم
کوک :سیکتیر اباد مستقیم( اشاره ب در ورودی
نایون : واا
کوک درو بس
نایون: ب حصابت میرسممم مستررر جون ( داد جوری که کوگ بشنوه
کوک: خب کجا بودیم
ات: غذا
کوک: اها واسا سفارش بدم چی میخوری؟
ات: اومم. ... دوکبوکیی خیلی دلم میخواد
کوک: اوکی
کوک رفتو سفارش داد داشتتیم ظرفارو میچیدیم رو میز که صدا زنگ در اومد
ات: من باز میکنم
رفتم درو باز کردم که حویی و جیمینو پشت در بودن
جوییی باخم بم نگاه میکرد و جیمن با خنده سلام داد
جیمین: سلام ات چطوری
ات : سلام مرسی
ات: سلام جویی
جویی ب بازوم زدو وارد شد
ات: جیمین بیا داخل
دیدگاه ها (۱)

ویو ات رفتیم داخل نشستیم جویی با اخم نشسته بود جیمین: کوک ی ...

ویو ات خودمو پرت کردم رو تخت ات:اخیششکوک: زهر مارررر ات: وا ...

ویو کوک کوک: بیداری ات:....کوک: با توامات:..کوک: پس بیداری ا...

ویو کوک یچی دیگه رو برداشتم کوک: مثلا این مگه صورتت دفتر نقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط