{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادم نمی­آمد امروز چند شنبه است؟ اول هفته، وسطش یا آخرش؟

یادم نمی­آمد امروز چند شنبه است؟ اول هفته، وسطش یا آخرش؟ حسِ آسوده ای ست این زمان را از دست دادن. آدم انگار در دقایقی که جزءِ تقویم تاریخ محاسبه نمی­شود احساس امنیت بیشتری دارد؛ مثلِ همین ساعاتِ باقیمانده یِ روزِ 30 ام اسفند بعد از تحویلِ سال... این که ساعت­هایت آن­قدر تمام به خودت تعلق داشته باشد که نگران گذشتِ آن نباشی. اینکه بتوانی حال­ات را بی­دغدغه­ی دیروز و فردایت زندگی کنی، برایِ امثالِ منی که حساب ثانیه­هایمان را از خودمان می­کشیم خیلی لذت دارد.

امروز من در فاصله­ی اینکه تاریخِ از یاد بُرده را بدانم، تا باز دانستن و دوباره برنامه ریختن برای جمع­و­جور کردنِ کارها، زندگی­ها کردم... امروز دلم می­خواست در چند دقیقه­ای که نمی­دانستم کجای جدولِ زمان ایستاده­ام، آرامش و اطمینانِ آغوشِ تو را جاودانه کنم.
دیدگاه ها (۴)

کاش مخابرات یه روز صبح بهت اس ام اس میداد: مشترک محترم و ع...

رو به آیینه آورده ام آیینه چقدر خالی ازتصویرست گذر عمرم را...

زیاد دور نیستم غروب جمعه و من و من و من..... در میان خلوت ...

باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم ! می شود! ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

منتخبی از کتاب حضرت دوست ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۳: «راز...

معرفی دو کتاب

ادامه پارت ۲۸

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۵‌با شروع ماه سوم، ر...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط