{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۱

* استرس گرفتم *

رزت : فیونا

فیونا : بله

رزت : خوشگل شدم واقعا؟

فیونا : بله خیلی خوشگل شدین و اینکه تا الان حتما برادراتون رسیدن باید تو اتاق پدرت باشن

* رفتم طرف اتاق پدرک قبل از اینکه برم داخل خودمو چک کردم که واقعا خوب باشم ....... وارد شدم *

رزت : سلام

* یکیشون جلوم زا زد *

ابیل : خیلی شبیه عروسک هایی
من بزرگ ترین برادرتم ابیل

رزت : منم رزتم

* اونیکی برادرم اومدم بلندم کرد *

کامیلان : هی خیلی سبکه... مطمعنم از همه خواهر های دوستام کیوت تره اوه راستی من کامیلانم

رزت : میشه منو بذاری زمین

* منو گذاشت زمین *

رزت : منم رزت

کامیلان : پدر میتونیم با رزت بریم تو باغ قدم بزنیم؟

کلود : باشه فقط مراقبش باشین

کامیلان : بریم رزت
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۲ *همینطوری داشتیم قدم میزیم که *کامیلان : هی ابیل بیا...

پارت ۱۰* تاج گلمو تموم کردم *رزت : کیانکیان : هوم؟ رزت : تاج...

پارت ۹/پرش زمانی به فردا * سر میز نشسته بودیم که غذا فقط برا...

پارت ۶ /رزت : من برادر دارم؟ فیونا : درسته، ارباب کالیکس، ار...

پارت ۳ *نمیدونم اینجا کجای قصره ... ایکاش به حرف فیونا گوش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط