{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب دخترا،

خب دخترا،

اینم از پایان رمان دوم..

دوست دارم صادقانه نظراتتون رو بشنوم.
واقعا چقدر دوسش داشتین؟
از داستان های بعدی حمایت می کنید؟
از من راضی بودین؟...

راستش وقتی ایده ی این داستان به ذهنم اومد، اواسط فروردین امسال بود.
و حدود دو ماه پیش نوشتنش رو تموم کردم.
یعنی حدود ۳ ماه براش وقت گذاشتم!

خودم به شخصه خیلی دوسش دارم 😭✨
و.. امیدوارم شماهم اندازه ی من دوسش داشته باشین:) 🫂

پایان این داستان هم حس غریبی داره، ولی همراهم باشین، تا داستان های بعدی رو در کنار هم به پایان برسونیم.

از تک تکتون که تا آخرش باهام موندین ممنونم و...
تا داستان های بعدی، بدرود 🪽🖋
دیدگاه ها (۲۵)

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

_ «کای عزیزم. از روزی که رفتی شب های زیادی را بدون تو و گرما...

★彡   Part 70 彡★ بلاخره رفع دلتنگی کرد.با نفس نفس ازم جدا شد ...

★彡   Part 69 彡★ دهنم باز موند.یه لحظه به معنای واقعی کلمه هن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط