خب دخترا،
خب دخترا،
اینم از پایان رمان دوم..
دوست دارم صادقانه نظراتتون رو بشنوم.
واقعا چقدر دوسش داشتین؟
از داستان های بعدی حمایت می کنید؟
از من راضی بودین؟...
راستش وقتی ایده ی این داستان به ذهنم اومد، اواسط فروردین امسال بود.
و حدود دو ماه پیش نوشتنش رو تموم کردم.
یعنی حدود ۳ ماه براش وقت گذاشتم!
خودم به شخصه خیلی دوسش دارم 😭✨
و.. امیدوارم شماهم اندازه ی من دوسش داشته باشین:) 🫂
پایان این داستان هم حس غریبی داره، ولی همراهم باشین، تا داستان های بعدی رو در کنار هم به پایان برسونیم.
از تک تکتون که تا آخرش باهام موندین ممنونم و...
تا داستان های بعدی، بدرود 🪽🖋
اینم از پایان رمان دوم..
دوست دارم صادقانه نظراتتون رو بشنوم.
واقعا چقدر دوسش داشتین؟
از داستان های بعدی حمایت می کنید؟
از من راضی بودین؟...
راستش وقتی ایده ی این داستان به ذهنم اومد، اواسط فروردین امسال بود.
و حدود دو ماه پیش نوشتنش رو تموم کردم.
یعنی حدود ۳ ماه براش وقت گذاشتم!
خودم به شخصه خیلی دوسش دارم 😭✨
و.. امیدوارم شماهم اندازه ی من دوسش داشته باشین:) 🫂
پایان این داستان هم حس غریبی داره، ولی همراهم باشین، تا داستان های بعدی رو در کنار هم به پایان برسونیم.
از تک تکتون که تا آخرش باهام موندین ممنونم و...
تا داستان های بعدی، بدرود 🪽🖋
- ۳۷۳
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط