{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت پیست

سکوت پیست

Part:⁷⁸

سوجین:ج... جانگ مری؟(تعجب)

+بله

سوجین:تو دختر جانگ راکسونی؟

با این حرفش لبخندم توی دهنم ماسید

+بله دختر جانگ راکسونم

_کافیه(عصبی)

_همینطور واسه خودتون میبرین و میدوزین انگار نه انگار من اینجام

_مادر شما چرا اومدین اینجا مگه نگفتم همونجا بمونین تا من بیام؟

سوجین:خب وقتی صدای جیغ و داد ی دخترو شنیدم کنجکاو شدم ببنم کیه

سوجین:اما پسرم تو چرا دختر راکسون رو اوردی اینجاا؟؟

_دیکه وقتشه انتقام همیچز رو از اون حروم.. زاده بگیرم

سوجین:با دخترش؟
این دختر چه گناهی کرده پسرم
من تورو اینطوری تربیت کردم؟

_تمومش کن مامان این دختری که دلت براش سوخته و میگی دختر همون حرو...م زادس و از گوشت و خون همونه(عصبی)

سوجین:اما پ...(کوک میپره وسط حرفش)

_کافیه مادر بریم بالا

جونگ کوک دست مادرش و گرفت و خواستن از زیر زمین برن بیرون که دستشو سریع گرفتم و مانع رفتنشون شدم و لب زدم

+جونگ کوک من گشنمه(سرشو میندازه پایین)

سوجین:جونگ کوک؟(تعجب)

+اوهوم

مادر جونگ کوک تک خنده ای زد وبعد رو بهم گفت

سوجین:دومین دختری هستی که پسرم رو با اسم صدا میزنی(خنده)

جونگ کوک با شنیدن این حرف نگاهش رو از من دزدید و به زمین خیره شد انگار نمیخواست مادرش بیشتر از این حرف بزنه

+اولیش کیه؟

سوجین:دختر عمش لارا

+آهاا

_چقد شما باهم حرف میزنید بریم دیگه عهه

+گش...(کوک میپره وسط حرفش)

_باشه میگم برات غذا بیارن و ببرنت دستشویی

+عهه ممنون(لبخند)

وقتی لبخندمو دید بدون حرکت زل زد بهم
با اون دوتا تیله مشکیش داشت لبخندمو نگاه میکرد که یهو مادرش گفت...


احتمالا آخرای شب دوباره براتون پارت بزارم💆🏻‍♀️💖
دیدگاه ها (۸)

سکوت پیستPart:⁷⁷(ویو مری،صبح)با بدن درد و گشنگی از خواب بیدا...

سکوت پیستPart:⁴²_اگه بگمم که نمیفهمی چی شده دختر(داد) مهم نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط